عبدالقادر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدالقادر. [ ع َ دُل ْ دِ ] (اِخ ) ابن محمدبن یحیی بن مکرم الحسینی . وی مردی فاضل و از علماء حجاز بود و انشائی نیکو داشت و از تألیفات اوست : عیون المسائل من اعیان الرسائل . المقصورة الدریدیه . وی به سال ٩٧٦ هَ . ق . متولد و در ١٠٣٣ درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالقادر. [ ع َ دُل ْ دِ ] (اِخ ) راشدی . قاضی و مفتی قسطنطنیة و از فقهاء مغرب بود. از تألیفات اوست : حاشیة علی شرح السید للمواقف العضدیة. عائلات قسطنطنیة و قبائلها و عربها و بربرها. رسالة فی تحریم الدخان، و جز آن . وی درحدود سال ١١١٢ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالقادر. [ ع َ دُل ْ دِ ] (اِخ ) جیلانی، ابن ابی صالح موسی بن عبداﷲبن یحیی الجیلانی ملقب به محیی الدین . مولد و مدفن وی بغداد است . امام سلسله ٔقادریه و صوفیه است که اغلب در بلاد هند و ممالک عثمانی و بلاد اسلامی مذهبش رواج دارد. بگفته ٔ قاموس الاعلام و طبقات شعرانی نسبت او به حضرت حسن مجتبی (ع ) میرسد. وی از بزرگان صوفیه و مشایخ طریقت و مؤسس مذهب قادریه است . او ابتدا نزد ابوزکریای تبریزی علوم عربیت را فراگرفت . فقه و اصول را نیز در بغداد آموخت . سپس به وعظ و تدریس پرداخت و شهرتی پیدا کرد. در زمان تحصیل از دسترنج خود ارتزاق میکرد. فتاوی او موافق هر دو مذهب شافعی و حنبلی است . در فقه و تصوف تألیفاتی دارد از جمله : بشائر الخیرات . دیوان اشعار. الغنیة الطالبی . طریق الحق . الفتح الربانی و الفیض الرحمانی . فتوح الغیب . الفیوضات الربانیة. ملفوظات قادریه . ملفوظات گیلانی و جز آن . وی به سال ٤٧٠ یا ٤٩٠ متولد و به سال ٥٦٠ یا ٥٦١ هَ . ق . به بغداد درگذشت . (ازروضات الجنات ص ٤٣٢) (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٤٩٤).