عبدالمحسن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدالمحسن . [ ع َ دُل ْ م ُ س ِ] (اِخ ) ابن حمود التنوخی الحلبی . ادیب و شاعر و کاتب و وزیر عزالدین آپبک صاحب صرخد بود. از تألیفات اوست : مفتاح الافراح فی امتداح الراح . الاخبار و النوادر. دیوان شعر و دیوان ترسل . وی به سال ٥٧٠ هَ . ق . متولد و در ٦٤٣ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالمحسن . [ ع َ دُل ْ م ُ س ِ ] (اِخ ) ابن علی الاشیقری . فقیه حنبلی بود. وی در زبیر نزدیکی بصره تصدی افتاء یافت . از مردم اشیقر ازقرای وشم است . او را تألیفی است . وی به سال ١١٨٧ هَ . ق . به بیماری طاعون درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالمحسن . [ ع َ دُل ْ م ُس ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمد الصوری . شاعر و در الفاظ او رقتی است و معانی نکو دارد. او را دیوان شعری است . به سال ٤١٩ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).