عبدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدی . [ ع َ دی ی ] (اِخ ) در اصطلاح رجال لقب ابراهیم بن خالد عطار و ابراهیم بن نعیم و ادهم بن امیة و جز ایشان است . (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٦٠).
عبدی . [ ع َ دی ی ] (اِخ ) هرم بن حیان عبدی . از اتقیاء زهاد ثمانیه و از خواص اصحاب علی علیه السلام و مصاحب اویس قرنی بود. (از ریحانة الادب ج ٥ ص ٣١٨).
عبدی . [ ع َ دی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به عبد. (اقرب الموارد). ◄ نسبت است به عبدالقیس، و عبقی نیز گویند.(اقرب الموارد). منسوب به عبدالقیس و بطنی از جدیله است . (صبح الاعشی ج ١ ص ٣٣٧). ◄ نسبت است به عبدالقیس از ربیعةبن نزار. (اللباب ج ٢ ص ١١٣).