عبور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبور. [ ع ُ ] (ع مص ) درگذشتن از نهر و وادی . (اقرب الموارد). گذشتن از نهر و جوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بر آب گذشتن . (تاج المصادر) (غیاث اللغات ) (المنجد). ◄ شکافتن راه را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (المنجد). ◄ مطلق گذر کردن از راهی . (غیاث اللغات ).
عبور. [ ع َ ](اِخ ) نام ستاره ای است که بعد از جوزا درآید. (غیاث اللغات ). شعری عبور؛ یکی از دو شعری و آن سپس جوزاست . آن را عبور نامند چون از حجره گذرد. (اقرب الموارد). نام ستاره ای که بعد جوزا درآید. (منتهی الارب ).
عبور.[ ع َ ] (ع اِ) بره ٔ گوسفند. ج، عبائر. (منتهی الارب )(اقرب الموارد). ◄ (ص ) ختنه ناکرده . ج، عُبُر. (منتهی الارب ) (تاج العروس ) (اقرب الموارد).