واژه جو

عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دوران بقا بی‌می و ساقی حشواست بی‌زمزمه نای عراقی حشو است چندانکه فذالک جهان می‌نگرم بارز همه عشرتست و باقی حشواست

معنی عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵ | واژه جو