عتبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عتبی . [ ع ُ با ] (ع اِمص ) خشنودی و رضا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
عتبی . [ ع ُ ] (اِخ ) رجوع به محمدبن احمد عتبی شود.
عتبی . [ ع ُ ] (اِخ ) اسعدبن مسعودبن علی بن محمدبن حسن عتبی مکنی به ابوابراهیم عالم، شاعر و منشی دوره ٔ سلجوقیان و غزنویان بود. به سال ٤٠٤ هَ . ق . متولد شده است و تا اواخر ایام نظام الملک میزیسته و تاریخ وفاتش به درستی معلوم نیست . (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٦٧).