عدالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عدالة. [ ع َ ل َ ] (ع مص ) به سند گواهی شدن . (منتهی الارب ). ◄ شایسته ٔ گواهی شدن . (آنندراج ). ◄ عدل بودن . (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ ضد جور. (قطرالمحیط). انصاف دادن . (اقرب الموارد). ◄ داد ستدن . (آنندراج ).