عدال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عدال . [ ع ِ ] (ع مص ) با چیزی برابر آمدن . (منتهی الارب ). ◄ خمیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ بازگردیدن از کسی . (منتهی الارب ). ◄ اندازه کردن میان دو چیز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ بازگردیدن . (منتهی الارب ). ◄ توقف نمودن . ◄ هم وزن کردن و برابر گردانیدن چیزی را به چیزی . ◄ با کسی سوار شدن در کجاوه . ◄ متردد بودن در اختیار یکی از دو امر که پیش آید کسی را. (آنندراج ) (منتهی الارب ).