واژه جو

عدبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عدبی . [ع َ دَ بی ی ] (ع ص ) نیک خوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ آنکه در وی عیبی نباشد. (از اقرب الموارد) (قطرالمحیط) (منتهی الارب ).

معنی عدبی | واژه جو