واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای لطف تو دستگیر هر رسوایی وی عفو تو پرده‌پوش هر خود رایی بخشای بدان بنده، که اندر همه عمر جز درگه تو دگر ندارد جایی

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۴ | واژه جو