واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن دوستی قدیم ما چون گشته است؟ مانده است به جای؟ یا دگرگون گشته است؟ از تو خبرم نیست که با ما چونی باری، دل من ز عشق تو خون گشته است

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷ | واژه جو