واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

معشوقه و عشق عاشقان یک نفس است رو هم نفسی جو، که جهان یک نفس است با هم نفسی گر نفسی بنشینی مجموع حیات عمر آن یک نفس است

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰ | واژه جو