واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عیشی نبود چو عیش لولی و گدا افکنده کله از سر و نعلین ز پا پا بر سر جان نهاده، دل کرده فدا بگذاشته از بهر یکی هر دو سرا

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲ | واژه جو