واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت از گلبن وصل تو به جز خار نیافت عمری به امید حلقه زد بر در او چون حلقه برون در، دگر بار نیافت

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۵ | واژه جو