واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد صد بار دلم از آن پشیمانی خورد جانا، به یکی گناه از بنده مگرد من آدمیم، گنه نخست آدم کرد

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۲ | واژه جو