واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد با دیده کور باد در سر دارد در دست عصایی ز زمرد دارد کوری به نشاط شب مکرر دارد

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۳ | واژه جو