واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد بنمود جمال و عاشق زارم کرد من خفته بدم به ناز در کتم عدم حسن تو به دست خویش بیدارم کرد

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۴ | واژه جو