واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یک عالم از آب و گل بپرداخته‌اند خود را به میان ما در انداخته‌اند خود گویند راز و خود می‌شنوند زین آب و گلی بهانه بر ساخته‌اند

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۱ | واژه جو