واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بیزار شد از من شکسته همه کس من مانده‌ام اکنون و همان لطف تو بس فریاد رسی ندارم، ای جان و جهان در جمله جهان به جز تو، فریادم رس

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۵ | واژه جو