واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دل ز آرزوی تو بی‌قرار است هنوز جان در طلبت بر سر کار است هنوز دیده به جمالت ارچه روشن شد، لیک هم بر سر آن گریه زار است هنوز

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۴ | واژه جو