واژه جو

عرندد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرندد. [ ع َ رَ دَ ] (ع ص ) سخت و رست . (منتهی الارب ). صلب و شدید. (از اقرب الموارد). عَرِد.عُرُدّ. عُرُند. عُرَند. رجوع به عرد و عرند شود.

معنی عرندد | واژه جو