واژه جو

عرندس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرندس . [ ع َ رَ دَ ] (ع ص ) شتر سخت و توانا. (منتهی الارب ). سخت و طویل القامت از شتران، گویند بعیر عرندس و ناقة عرندس و عرندسة. (از اقرب الموارد). ◄ توجبه ٔ بسیار آب . (منتهی الارب ). سیل بسیار. (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ). اسد بزرگ و عظیم . (از اقرب الموارد).

معنی عرندس | واژه جو