عزیزدردانه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. دُ نِ) [ ع - فا. ] (ص مر.) مورد علاقه و توجه بسیار پدر و مادر و خویشاوندان، عزیز کرده.مترادفها و واژههای مرتبطسوگلی، عزیزکرده، محبوبواژه قبلی: عزیزواژه بعدی: عزیمت