عزیمت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عَ مَ) [ ع. عزیمه ] ۱- (مص ل.) قصد کردن. ۲- در فارسی به معنای سفر کردن، حرکت کردن.مترادفها و واژههای مرتبطآهنگ، عزم، قصد، نیتحرکت، رحیل، سفر، کوچافسون، وردواژه قبلی: عزیزدردانهواژه بعدی: عزیمت کردن