عصبانی بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیصبر بودن، عصبی بودن، غریدن، بلند صحبت کردن، نگاه غضب آلود کردن، خیره نگریستن، ترشرو بودن اعصاب کسی خراب بودن، اعصاب کسی خرد (داغان) شدن (بودن)، بال بال زدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیصبر بودن، عصبی بودن، غریدن، بلند صحبت کردن، نگاه غضب آلود کردن، خیره نگریستن، ترشرو بودن اعصاب کسی خراب بودن، اعصاب کسی خرد (داغان) شدن (بودن)، بال بال زدن