عصبانی شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
غضب کردن، برآشفتن، متغیرشدن، آتش گرفتن، کنترل خود را ازدست دادن، دیوانه شدن، منفجر شدن، خشمگین شدن، ازکوره دررفتن، آشفتن، برافروختن، ناراحت شدن، الو گرفتن، ناآرام شدن، تندی کردن بدمستی کردن آمپر کسی بالا رفتن، لجش گرفتن، سر لج افتادن