واژه جو

عصیان آوردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عصیان آوردن . [ ع ِص ْ وَ دَ ] (مص مرکب ) سرپیچی کردن . عصیان کردن : که یارد آمد پیش تو از ملوک به جنگ که یارد آورد اندر تو ای ملک عصیان . فرخی . هرکه برتافت عنان از تو و عصیان آورد از در خانه ٔ او دولت برتافت عنان . فرخی (از آنندراج ).

معنی عصیان آوردن | واژه جو