عضنک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عضنک . [ ع َ ض َن ْ ن َ ](ع ص ) سطبر درشت . (منتهی الارب ). غلیظ و شدید. (اقرب الموارد). ◄ شرم زن بزرگ پرگوشت . (از منتهی الارب ). ◄ زن لفاء و بزرگ ران که به فربهی و بزرگی وی ملتقای ران او تنگ باشد. (منتهی الارب ). ◄ زن کلان فرج بزرگ سرین . (از منتهی الارب ).