عطاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطاش . [ ع ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ عَطشان . (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). رجوع به عطشان شود. ◄ ج ِ عَطشی . (از اقرب الموارد). رجوع به عطشی شود.
عطاش . [ ع ُ ] (ع اِ) علت تشنگی که صاحبش سیرآب نشود، و شدت تشنگی . (منتهی الارب ). علتی که تشنگی آرد. (دهار). بیماری تشنگی که هر چند آب خورده شود تشنگی نرود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). بیماریی است که به انسان دست می دهد و در نتیجه ٔ آن هرچند آب خورد سیر نشود. (از اقرب الموارد).
عطاش . [ ع َطْ طا ] (اِخ ) احمدبن عبدالملک عطاش . از مشاهیر دعات اسماعیلیه در ناحیه ٔ عراق . به سال ٥٠٠ هَ . ق . عطاش به امر سلطان محمد سلجوقی دستگیر شد و نخست او را بر اشتری نشاندند و به اصفهان بردند هزاران تن از مردم به دنبال او راه افتادند و سرودگویان این حراره و تصنیف را می خواندند: عطاش عالی، جان من، عطاش عالی، میان سرهلالی، ترا باد زچکارو! آنگاه مدت هفت روز او را آویختند و تیرباران کردند سپس جسدش را سوزاندند. رجوع به احمدبن عبدالملک عطاش، و ابن عطاش و تاریخ ادبیات در ایران صفا ج ٢ ص ١٦٧ شود.