عظال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عظال . [ ع ِ ] (ع مص ) به گشنی در پی ماده بر زبر یکدیگر رفتن سگها و ملخها و جز آن . (منتهی الارب ). رجوع به عَظل شود. ◄ سوار شدن بر چیزی : عاظل الشی ٔ. ◄ عاظل الشاعر فی القافیة؛ شاعر در قافیه تضمین کرد. (از اقرب الموارد). ◄ عاظل الکلام ؛ سخن را پیچیده ساخت و آن را بدنبال یکدیگر آورد و تکرار کرد. (اقرب الموارد). ◄ عاظل بالکلام ؛ «رجیع» و سخنی آورد که به صاحب خود بازگردد.(از اقرب الموارد). مُعاظلة. رجوع به معاظلة شود.
عظال . [ ع ِ ] (ع اِمص ) تکریر است در قوافی . (از منتهی الارب ). تضمین است در قوافی . (از اقرب الموارد).