عظامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عظامة. [ ع ُ ظْ ظا م َ ] (ع ص ) بزرگ و کلان . مؤنث عُظّام . (از اقرب الموارد). و رجوع به عظام شود. ◄ (اِمص ) بزرگی و بزرگ منشی . (منتهی الارب ). کبر. (اقرب الموارد). ◄ نخوت . (منتهی الارب )(اقرب الموارد). ◄ ناز و گردن کشی . (منتهی الارب ). زهو. (اقرب الموارد). ◄ (اِ) بالشچه ٔ زنان که بر سرین بندند جهت کلان نمودن . (منتهی الارب ). عِظامة. (اقرب الموارد). رجوع به عِظامة شود.
عظامة. [ ع ُ م َ ] (ع ص ) بزرگ و کلان، مؤنث عُظام . (از اقرب الموارد). رجوع به عُظام شود.
عظامة. [ ع ِم َ ] (ع اِ) بالشچه ای که زنان بر سرین بندند تا کلان نماید. (منتهی الارب ). جامه ای است چون وساده و بالش که زنان بوسیله ٔ آن «عجیز» خود را بزرگ نشان می دهند. (از اقرب الموارد). عُظمة. و رجوع به عظمة شود. ◄ ج ِ عَظم، و هاء آن برای تأنیث جمع است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عظم شود.