عقلمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقلمند. [ ع َ م َ ] (ص مرکب ) در تداول خانگی، صاحب عقل .(یادداشت مرحوم دهخدا). خردمند و هوشمند و دانا و عاقل . (ناظم الاطباء) : بچه وقتی عقلمند شد باید او را به مکتب فرستاد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقلمند. [ ع َ م َ ] (ص مرکب ) در تداول خانگی، صاحب عقل .(یادداشت مرحوم دهخدا). خردمند و هوشمند و دانا و عاقل . (ناظم الاطباء) : بچه وقتی عقلمند شد باید او را به مکتب فرستاد. (یادداشت مرحوم دهخدا).