علف دان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علف دان . [ ع َ ل َ ] (اِ مرکب ) انبار علف و کاه و غله . (ناظم الاطباء). ◄ مخلاة. توبره . (منتهی الارب ). ◄ معده ٔ علف خوارگان . (ناظم الاطباء).
علف دان . [ ع َ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عبیدلی بخش لنگه ٔ شهرستان لار واقع در ١٥٠ هزارگزی باختر لنگه و ٢ هزارگزی راه فرعی بندرلنگه به مقام .در دامنه ٔ کوه قرار دارد و هوای آن گرمسیر و مرطوب و مالاریائی است . دارای ٨٩ تن سکنه . آب آن از چاه و باران به دست می آید. محصول آن غلات و خرما است . شغل اهالی آن زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).