علی آملی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی آملی . [ ع َ ی ِ م ُ ](اِخ ) ابن احمدبن حسین حسینی علوی آملی، ملقّب به ممتازالعلماء و مکنّی به ابوالحسن . فقیه امامی بود و اصل او از آمل و تولدش در بمبئی به سال ١٢٩٨ هَ . ق .بوده است . او مدتی در کربلا ساکن بود و نزد علمای آنجا تحصیل کرد. و در سال ١٣٥٥ هَ . ق . در لکهنو در هند درگذشت . او را کتابی در فتاوی، و رسائلی در اجتهادو اثبات نبوت و امامت است . (از معجم المؤلفین ج ٧ ص ١٤ از الاعلام زرکلی ج ٥ ص ٦٧ و اعیان الشیعة ج ٦ ص ٢٨٣).
علی آملی . [ ع َ ی ِ م ُ ] (اِخ ) ابن سیدکمال الدین بن سیدقوام الدین مرعشی آملی (سید...). وی در سال ٨٠٧ هَ . ق . پس از رفع شورش اسکندر شیخی توسط شهرخ میرزا، به حکومت ولایت آمل رسید و بارفروشه ده را به برادر خود سیدغیاث الدین، و آمل را به سیدقوام الدین بن سیدرضی الدین علی واگذاشت . پس از یک سال مردم آمل از حکومت سیدقوام الدین به تنگ آمده وی را عزل کرده و سیدعلی ساری را که در جنگل بود به شهر آورده به حکومت برگزیدند. و در جنگی که بین سیدعلی آملی و سیدعلی ساری درگرفت سیدعلی ساری شکست خورده فرار کرد. وسیدعلی در مدت حکومتش بر آمل و برخی شهرهای دیگر مازندران بارها با سایر سادات جنگ وگریز کرد تا سرانجام در سال ٨٢٥ هَ . ق . که با عده ای از مردم تنکابن به دروازه ٔ آمل تاخته بود تیری به او اصابت کرد و پس ازچند روز درگذشت . (از حبیب السیر چ خیام ج ٣ صص ٣٤٦ - ٣٥٠). و نیز رجوع به تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تألیف سیدظهیرالدین بن سیدنصیرالدین مرعشی شود.