علی ا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع. ] (ص تف.) مؤنث اعلی.<BR>۱- بلندتر، بالاتر.<BR>۲- هر جای بلند و مرتفع.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع. ] (ص تف.) مؤنث اعلی. ۱- بلندتر، بالاتر. ۲- هر جای بلند و مرتفع.
(عُ لْ) [ ع. ] ۱- (ص.) جای بلند. ۲- (اِ.) آسمان. ۳- سر کوه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی ا. [ ع َ لَل ْ لاه ْ ] (ع ق مرکب ) برخدا. بر خدای . ◄ در مقام استعاذه استعمال می کنند، یعنی پناه بر خدا. (ناظم الاطباء) : علی اﷲ از بد دوران، علی اﷲ تبرا از خدادوران، تبرا. خاقانی . ◄ در مقام توکل بکار رود، یعنی توکل بر خدا. (ناظم الاطباء). بر خدای است . بطریق ضمان کرم . ◄ در تداول عوام، هرچه بادا باد. ◄ صاحب آنندراج آرد: ناله از ناله و فریاد و شور و غوغا، و ظاهراً مخفف «توکلت علی اﷲ» است . و با لفظ برآمدن و زدن و برفلک رساندن مستعمل است - انتهی . شور و غوغا و فریاد. (غیاث بنقل از رشیدی ) : شنیدم گر به شب دیوی زند راه خروس خانه بردارد علی اﷲ. نظامی . ز فریاد خرمهره ٔ گاودم علی اﷲ برآمد ز رویینه خم . نظامی (از آنندراج ). مرا اندیشه از روی تو چون ماه رساند بر فلک هر شب علی اﷲ. میرخسرو (از آنندراج ). - علی اﷲ گفتن ؛ دل به دریا زدن .
علیا. [ ع ُل ْ ] (اِخ ) یکی از دهستان های چهارگانه ٔ شهرستان اردستان است که در خاور این شهرستان واقع شده و حدود و مشخصات آن به شرح زیر است : حدود: از شمال به دهستان گرمسیر، از جنوب به دهستان برزاوند و بخش کوهپایه ٔ شهرستان اصفهان، از خاور به دهستان پائین، از باختر به شهرستان کاشان . وضع طبیعی : در مرکز این دهستان دو رشته ارتفاع مجزا بنام کوه «جقند» و کوه «لاسیب » قرار دارد، که راه اردستان به اصفهان از وسط این دو ارتفاع میگذرد.و دیگر رشته ارتفاع کوه «شورغستان » که از جنوب خاور بطرف شمال باختر ادامه دارد (که خطالرأس این رشته ارتفاع حد طبیعی دهستان علیا را با بخش کوهپایه مشخص مینماید). ضمناً راه فرعی اردستان به اصفهان از گردنه ٔ شورغستان رشته ارتفاع نامبرده عبور میکند. هوای این دهستان نسبتاً معتدل، و آب مزروعی قراء از قنوات تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات، گردو، بادام، قیسی و کتیرا است . شغل اهالی زراعت و مختصری گله داری، و صنعت محلی آن کرباس بافی است . قرای این دهستان بوسیله ٔ راههای ماشین رو و ارابه رو به یکدیگر مربوط میشوند. این دهستان از٢٦ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن ١٣٣٤٠ تن است . قرای مهم آن عبارتند از کچوسنگ (مرکزدهستان )، شیرازان، جنبه، فسخود، آونج . در بهار سال ١٣٢٨ هَ . ش . بعلت جریان سیل، قسمتی از آبادیهای این دهستان خراب شد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
علیا. [ ع ُل ْ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای ناحیه ٔ فرمشکان، که آن ناحیه ای است در جنوب کوار. (از فارسنامه ٔ ناصری ).
واژگان فارسی سره واژهدان
زبرین، بالایین، والا، فراسو، زبرین، دست بالا
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه