علی قرط اندکانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی قرط اندکانی . [ ع َ ی ِ ق َ طِ اَ دُ ] (اِخ ) یکی از شعرای قرن چهارم و پنجم هَ . ق . است و ابیات ذیل از وی در لغت فرس اسدی (چ عباس اقبال ) به عنوان شاهد آمده است : ذیل لغت «پالیک » بمعنی پای افزار: از خز و پالیک آنجای رسیدم که همی موزه ٔ چینی میخواهم و اسب تازی . ذیل لغت «زُفت » بمعنی بخیل : از لئیمان به طبع ممتازی از خسیسان به عقل بی جفتی منظرت به ز مخبرست پدید که بتن زَفتی و بدل زُفتی . ذیل لغت «غراشیده » به معنی خشم گرفته : درآمد ز درگاه من آن نگار غراشیده و رفته زی کارزار. ذیل لغت «غوره »به معنی حصرم : برفتم به رز تا بیارم کنشتو چه سیب و چه غوره چه امرود و آلو. ذیل لغت «غوشا» به معنی سرگین گاو و گوسفند: رو همان پیشه که کردی پدرت هیزم آور ز رز و چین غوشا. ذیل لغت «فلج » بمعنی غلق : در بفلجم کرده بودم استوار وز کلیدانه فروهشته مدنگ . ذیل لغت «ماکول » بمعنی گلوبنده و قوی اندام و کارکن : قلیه کردم زود و آوردمش پیش تا بخوردند آن دو ماکول نهنگ .