علی منوفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی منوفی . [ ع َ ی ِ م َ ] (اِخ ) ابن احمدبن محمدبن احمدبن عبدالقادربن عثمان منوفی جنوفی . در سال ٨٢٣هَ . ق . در جنوف متولد شد و در ٨٨٩ هَ . ق . درگذشت .او راست : ١- تلخیص بدایةالهدایه ٔ غزالی . ٢- تلخیص شرح تعرف علاء قونوی، در تصوف . (از معجم المؤلفین ).
علی منوفی . [ ع َ ی ِ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن محمدبن محمدبن خلف بن جبریل منوفی مصری شاذلی . ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن . وی فقیه و محدث و نحوی و لغوی بود و درسوم ماه رمضان سال ٨٥٧ هَ . ق . در قاهره متولد شد ودر چهارم صفر سال ٩٣٩ هَ . ق . در همین شهر درگذشت . او راست : ١- تحفةالمصلی و شرح آن، در فقه . ٢- شرح آجرومیة، در نحو. ٣- شرح رساله ٔ ابی زید قیروانی، در فقه . ٤- دو شرح بر جامع صحیح بخاری . ٥- شفاءالعلیل فی لغات خلیل . ٦- عمدةالسالک علی مذهب مالک و مختصر آن .(از معجم المؤلفین از فهرس مخطوطات النحو بالظاهریة و نیل الابتهاج تنبکتی ص ٢١٢ و ایضاح المکنون بغدادی ج ١ ص ٥٥٧ و ج ٢ ص ٥١٤ و الاعلام زرکلی ج ٥ ص ١٦٤).
علی منوفی . [ ع َ ی ِ م َ ] (اِخ ) (علی فؤاد...) رجوع به علی فؤاد شود.