علی میمندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی میمندی . [ ع َ ی ِ م َ م َ ] (اِخ ) ابن احمد میمندی . مکنی به ابوالحسن . وی از اهالی میمند بود و آن قریه ای است به فارس، نزدیک فیروزآباد. ابوالحسن علی بن احمد وزیر سلطان غازی محمودبن سبکتکین، و نویسنده ای ماهر و مدبر بود و احوال او در تاریخ یمینی آمده است .و ابوبکر ابن العمید این ابیات را در هجو او دارد: یا علی بن احمد لا اشتیاقا و انا المرء لااحب النفاقا لم أزل أکره الفراق اًلی أن نلته منک فارتضیت الفراقا حسبنا بالخلاص منک نجاحا و کفی بالنجاة منک خلاقا. (از تاج العروس ذیل ماده ٔ مند).