عمج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمج . [ ع َ ] (ع مص ) شتاب رفتن . (منتهی الارب ). سرعت گرفتن در حرکت . (از اقرب الموارد). زود رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ پیچ پیچان رفتن . (منتهی الارب ). به چپ و راست پیچیدن در راه . (اقرب الموارد). ◄ شناوری نمودن . این کلمه را مقلوب مَعَج دانسته اند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عمج . [ ع َ م َ / ع ُم ْ م َ ] (ع اِ) مار. (منتهی الارب ). عَومَج . رجوع به عومج شود.