واژه‌جو

عمکوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عمکوس . [ ع ُ ] (ع اِ) خر. (آنندراج ). حمار. (اقرب الموارد).

معنی عمکوس | واژه‌جو