عنابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص.) سرخ رنگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص.) سرخ رنگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنابی . [ ع ُن ْ نا ] (ص نسبی ) منسوب به عناب که مشهور است . (از اللباب فی تهذیب الانساب ). رنگی است معروف که رنگ سرخ باشد، و به تخفیف نون هم آمده است . (آنندراج ). رنگ سرخ شبیه به رنگ عناب . (ناظم الاطباء). به رنگ عناب . عنابگون . عناب رنگ .