واژه جو

عنبث

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عنبث . [ ] (ع اِ) ابن الندیم در الفهرست گوید: حروف عنبث، خطوطی است که در علوم قدیم از قبیل صنعت و سحر و عزایم، بزبانی که صاحبان آن علوم وضع کرده اند به کار می رود و کسی آن زبان را درک نمی کند. رجوع به الفهرست ابن الندیم چ مصر ص ٥٠٥ شود.

معنی عنبث | واژه جو