عنتهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنتهی . [ ع ُ ت ُ هی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به عنته، مرد نیک کوشش کننده ٔ در کار.(منتهی الارب ). مرد سخت کوشش کننده ٔ در کار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عنته . رجوع به عنته شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنتهی . [ ع ُ ت ُ هی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به عنته، مرد نیک کوشش کننده ٔ در کار.(منتهی الارب ). مرد سخت کوشش کننده ٔ در کار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عنته . رجوع به عنته شود.