عنتوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنتوت . [ ع ُ ] (ع اِ)خشک شده ٔ گیاه نصی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). خشک از گیاه خَلی ̍. (از اقرب الموارد). ◄ کوهی است باریک در دشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کوهی است باریک در صحرا. (از اقرب الموارد). ◄ نخستین از هر چیزی . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ پشته ٔ دشوارگذار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). تپه و کوه کوچک که بالا رفتن از آن سخت و شاق باشد. (از اقرب الموارد).