عوهق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عوهق . [ ع َ هََ ] (اِخ ) جایگاهی است در شعر ابن هرمة، و در آن برقه ای است . (از معجم البلدان ).
عوهق . [ ع َ هََ ] (ع ص ) بلندبالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). طویل . (اقرب الموارد). مذکر و مؤنث در وی یکسان است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) گشنی است که شتران گزیده و نجیب را به وی نسبت دهند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ گاو نر سیاه و کبود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گاو نری که رنگش به سیاهی زند. (از اقرب الموارد). ◄ فراستوک کوهی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). پرستوی کوهی . (از اقرب الموارد). ◄ زاغ سیاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (دهار). غراب سیاه .(از اقرب الموارد). ◄ لاجورد، و یا رنگی است شبیه لاجورد، و یا رنگی است همچون رنگ آسمان مایل به سیاهی . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ رنگ خاکستر.(از اقرب الموارد). ◄ شتر سیاه شگرف . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شتر سیاه . (از اقرب الموارد). ◄ شترمرغ دراز خاکسترگون .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بهترین درخت صمغ نبع. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). نیکو از نَبع که از آن «قسّی » گیرند. (از اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) نام مرغزاری است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نام روضه ای است . (از اقرب الموارد).