غاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غاغ . (اِ) پودینه . (آنندراج ). پونه . پودنه . حبق . فودنج و رجوع به پونه شود.
غاغ . (اِ) نانی است روغنی که خشک می کنند (در تداول خراسان ) کاک هم در قدیم می گفته اند و در منتهی الارب بسیار این کلمه آورده شده است . در تداول امروز تهران بنوعی نان خشک بی روغن (تست دراژه ) سوخارین گویند. معرب آن کعک است . و رجوع به کعک و کاک شود.