غرابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرابی . [ غ ُ بی ی ] (ص نسبی ) منسوب به فرقه ٔ غرابیه . (انساب سمعانی ). رجوع به غرابیه شود.
غرابی . [ غ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عباداللهی بخش هندیجان شهرستان خرمشهر، و در ٥٠٠٠ گزی جنوب باختری هندیجان و در ١٠٠٠ گزی خاوری راه اتومبیل رو هندیجان به خلیج فارس واقع است . دشت و گرمسیر و مالاریائی است . سکنه ٔ آن ٣٢٠ تن و مذهب مردم تشیع است و به زبان عربی و فارسی سخن می گویند. آب اهالی از رودخانه ٔ زهره تأمین می شود و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه در تابستان اتومبیل رو است و سکنه ٔ آن از طایفه ٔ شعبانی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
غرابی . [ غ ُ بی ی ] (اِخ ) موضعی است در راه یمن . (منتهی الارب ). از قلعه های بلاد یمن است . (معجم البلدان ). ◄ ریگزار معروفی است در راه مصر، میان قطیه وصالحه که راهی صعب العبور است . (از معجم البلدان ).