غراز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غراز. [غ ِ ] (ع مص ) کم شیر گردیدن ناقه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). غَرْز. غِرار. (اقرب الموارد). کم شیری .
غراز. [ غ ُ ] (معرب، اِ) مأخوذ از گراز فارسی . ◄ (ص ) با شکوه و بلندمرتبه . ◄ شجاع و باجرأت . ◄ متکبر و بداخم . (ناظم الاطباء). در مآخذ دیگر این لغت و معانی آن یافت نشد.
غراز. [ غ َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ) (معجم البلدان از زمخشری ).