غرامت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرامت کردن . [ غ َ م َ ک َ دَ] (مص مرکب ) تاوان گرفتن . غرامت گرفتن : خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند. میرخسرو (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرامت کردن . [ غ َ م َ ک َ دَ] (مص مرکب ) تاوان گرفتن . غرامت گرفتن : خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند. میرخسرو (از آنندراج ).