واژه‌جو

غربال گری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غربال گری . [ غ ِ/ غ َ گ َ ] (حامص مرکب ) غربال گر بودن . عمل غربال کردن : اگر روا باشد که با فقد غربال گری و درزیگری وجوب نماز آدینه ساقط باشد اگر شیعه گویند که با فقد امامی معصوم نماز آدینه ٔ فریضه به جماعت، ساقطباشد با آن قیاس می باید کردن . (کتاب النقض ص ٤٣٠).

معنی غربال گری | واژه‌جو